الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
113
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
چرا كه مثلا انسان هنگامى كه مىخواهد كارى را انجام دهد ، اگر مسبوق به سابقهاى نباشد ، در بارهء آن مىانديشد و با ابتكار خود به سراغ آن مىرود و اگر مسبوق به سابقهاى باشد از تجارب ديگران يا از تجارب خودش بهرهگيرى مىكند و گاه در درون ذهن او حركت گستردهاى در انديشهها پيدا مىشود ، روى مقدّمات مسأله مىانديشد و از آن به سراغ نتيجهها مىرود و گاه در ترديد و تزلزل باقى مىماند و سرانجام يك طرف را انتخاب كرده به پيش مىرود . هيچ يك از اين چهار حالت ، در ذات پاك خداوند و هنگام آفرينش اشيا نيست ، نه نياز به فكر و انديشه دارد و نه تجربهء قبلى ، نه حركت فكرى روى مقدّمات و نتيجهها و نه تزلزل و اضطراب در تصميمگيريها . اراده كردن همان و ايجاد شدن موجودات همان : « إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ » ، فرمان او چنين است كه هر گاه چيزى را اراده كند تنها به آن مىگويد : موجود باش ! آن نيز بىدرنگ موجود مىشود » . « 1 » به تعبير ديگر اين حالات چهارگانه ، مربوط به تصميمگيرى كسانى است كه علم و قدرت محدودى دارند و لازمهء آن نياز به انديشه يا تجارب ديگران و يا اضطراب و ترديد است . امّا آن كس كه علمش بىپايان و قدرتش نامحدود است ، به هنگام آفرينش ، هيچ يك از اين حالات را نخواهد داشت . از آنچه در بالا گفته شد به خوبى استفاده مىشود كه منظور از حركت ، در عبارت فوق ، همان حركت انديشه در درون نفس است . ولى اين احتمال نيز از سوى بعضى مفسّران داده شده است كه منظور حركت جسمانى خارجى است كه لازمهء اجسام است و خداوند برتر و بالاتر از جسم و جسمانيّات مىباشد . ولى معناى اوّل مناسبتر به نظر مىرسد ، زيرا سه حالت ديگر كه در عبارت
--> ( 1 ) سورهء يس ، آيهء 82 .